واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

981

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

كه روحانيان مسلمان و روحانيان ديگر اديان را از هرگونه ماليات و عوارض و خراجى معاف كرده بودند نمىتوانستند قدرت غير روحانى را هم به ايشان بسپارند « 1 » .

--> ( 1 ) - يكى ديگر از نمايندگان روحانيان ، يعنى ابو يعقوب سكاكى نيز دشمن حبش عميد بوده است . خواندمير دربارهء وى چنين مىگويد ( چاپ تهران ، سال 1271 هجرى قمرى . 55 / 1854 . ، III ، 28 ) : « عالم فاضل ابو يعقوب السكاكى كه كتاب مفتاح در علم معانى و بيان از جملهء مؤلفات بلاغت نشان اوست از علوم غريبه و فنون عجيبه و تسخير جن و نيرنجات و دعوت كواكب و طلسمات و فن سحر و سيميا و خاصيت اجسام ارض و اجرام سما وقوف تمام داشت و اين معنى از تقرير حبش عميد وزير و ديگرى از نواب پايهء سرير سلطنت مصير بر جغتاى خان ظاهر گشته آن جناب را طلبيد و انيس و جليس خويش گردانيد و سكاكى پيوسته غرايب اشياء بپادشاه مينمود و آن معنى موجب مزيد اعزاز و احترامش ميگرديد از جمله آنكه در روزى كه جغتاى خان بر صندلى نشسته بود ديد كه كلنگى چند در فضاى هوا طيران مينمايند و دست به تير و كمان برد سكاكى پرسيد كه پادشاه كدام يك از اين كلنگان را مىخواهد كه بر زمين افتد جغتاى گفت اولين و آخرين و يكى از آنها كه در ميان مىپرند و سكاكى خطى مدور بر زمين كشيد و افسون خواند و به انگشت اشارت كرده فى الحال آن سه كلنك بر زمين افتاده جغتاى به دو زانوى ادب نشست و در آن ايام نوبتى سكاكى بعرض جغتاى رسانيد كه در آن فرصت كه در بغداد بودم از وزير خليفه رنجيده آتش را ببستم چنانچه هرچند سعى مىكردند افروخته نمىشد و بعد از سه شبانه‌روز فرياد از نهاد خلايق برآمده خليفه دانست كه اين معنى از نتايج طبيعت منست لاجرم مرا طلبيده گفت آتش بگشاى گفتم وقتى بگشايم كه در بغداد ندا كنند كه اين فعل از سكاكى صدور يافته و وزير بوسه بر كون سگ دهد و همچنين كردند تا آتش را بگشودم القصه تقرب سكاكى نزد جغتاى بدان مرتبه رسيد كه